کلمات متداول انگلیسی در کتاب های مختلف


کلمات پرکاربرد انگلیسی در کتاب ها

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که کدام کلمه در آثار #ویل دورانت بیشتر از کلمات دیگر تکرار می شود؟

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که متداول ترین کلمات برای نویسندگان استراتژی مانند پورتر و مینتزبرگ چیست؟

آیا تا به حال فکر کرده اید که چه بیست یا پنجاه کلمه ای در مدیریت منابع انسانی استفاده می شود؟

بیایید یک سوال مهمتر بپرسیم: آیا توجه به کلمات تکراری کتابهای مختلف مهم است؟ مزایای این نوع تحلیل های آماری چیست؟

تحلیل آماری کلمات یک ایده جدید یا رویداد جدید نیست

شاید فکر کنید که شمردن کلمات و بررسی تعداد تکرار هر یک از آنها نوعی سرگرمی است. کار کنجکاوی که هیچ نتیجه یا دستاورد خاصی ندارد.

اما واقعیت این است که چنین کاری دست کم چند دهه قدمت دارد و حتی نمونه های پراکنده ای از آن را می توان قرن ها پیش یافت.

تجزیه و تحلیل آماری کلمات تجزیه و تحلیل بدنه یا تحلیل بدنه متن میگویند. یک اصطلاح کمی کلی تر برای این وجود دارد و آن خواندن از راه دور است. خواندن از راه دور

به این معنا که شما متن را نمی خوانید. بلکه آنقدر از متن دور می شوید که فقط می توانید توزیع کلمات آن را ببینید.

تجزیه و تحلیل بدنه متن می تواند گسترده یا محدود باشد. برای مثال به این چند نمونه نگاه کنید:

فرض کنید تمام کتاب های فارسی منتشر شده در سال های 1300 تا 1400 را جمع آوری کنیم، در این صورت می توان گفت که مجموعه ادبیات مکتوب یک قرن را جمع آوری کرده ایم و اکنون می توانیم مطالعات آماری روی آن انجام دهیم.

فرض کنید همه روزنامه های منتشر شده از سال 1978 را کنار هم بگذاریم و کلمات تکراری آنها را پیدا کنیم. این مجموعه بسیار کوچکتر از کل آثار مکتوب یک قرن است. اما مطالعه آن همچنان می تواند آموزنده و جذاب باشد.

ما می توانیم همه آثار یک نویسنده را کنار هم بگذاریم و بدنه ای از زبان، نوشتار و کلمات او را به دست آوریم. در اینجا مجدداً دامنه مطالعه را محدود کرده ایم. اما دستاوردها همچنان می توانند مفید باشند.

می توانیم یک کتاب مرجع در زمینه ای مانند مدیریت منابع انسانی یا بازاریابی انتخاب کنیم و کلمات آن را بررسی کنیم. رقم مورد نظر در اینجا بسیار کوچک است. اما همچنان با بررسی این جثه کوچک می توان به نتایج مفید و جالبی دست یافت. قدیمی ترین نمونه این نوع تحلیل بدنی بر روی کتب دینی انجام می شود. به عنوان مثال، بسیاری از علما کلمات قرآن را برشمرده و گزارش هایی در این زمینه منتشر کرده اند.

البته، Corpus Analysis به شمارش کلمات محدود نمی شود و می تواند وظایف دیگری را نیز شامل شود. به عنوان مثال، بررسی ساختار جملات یا اینکه چه کلماتی معمولاً با هم استفاده می شوند. اما وجه مشترک تمامی پروژه ها و فعالیت های تحلیل بدنه متن این است که در نهایت مبتنی بر روش های آماری هستند.

برخی از کاربردهای مدرن تحلیل آماری متن

قبل از ظهور رایانه‌ها و ماشین‌حساب‌های مدرن، تجزیه و تحلیل آماری متون به قدری دشوار بود که تنها توسط علمای دین و زبان‌شناسان توجیه می‌شد.

اما در دهه های اخیر، این کار بسیار آسان تر و کم هزینه تر شده است. به همین دلیل نمونه هایی از تحلیل های آماری را در کاربردهای روزمره نیز مشاهده می کنیم.

مثلاً گاهی می بینیم که محققی کلماتی را که یک جناح سیاسی استفاده می کند با یک جناح رقیب مقایسه می کند. یا پرکاربردترین کلمات یک رئیس جمهور در اولین سال ریاست جمهوری اش با پرکاربردترین کلمات در آخرین سال ریاست جمهوری اش مقایسه می شود.

یا موسسات آموزش زبان فهرستی از کلمات پرکاربرد را در موضوعات مختلف منتشر می کنند.

حتی گاهی اوقات برای بررسی سیاست های شرکت به تحلیل متن متوسل می شوند. مثلاً گزارش های سال های مختلف یک شرکت یا صحبت های مدیران آن یا بیانیه های روابط عمومی یک شرکت را در طول چندین سال کنار هم می گذارند و بدنه پیام ها را تحلیل می کنند.

بنابراین می توان گفت که با تحلیل آماری ارزان تر واژه ها، کاربردهای کلی تری برای این فعالیت پدید آمده است.

بررسی پرکاربردترین لغات کتاب های انگلیسی در ضمیمه

در ضمیمه تصمیم گرفته ایم پرکاربردترین لغات کتاب های انگلیسی را نیز بررسی کنیم. این کار تاکنون روی چندین کتاب انجام شده و در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

این لیست ها می توانند کاربردهای مختلفی برای شما داشته باشند که برخی از آنها به شرح زیر است:

آشنایی با کلمات کلیدی در یک زمینه

وقتی به رایج ترین کلمات کتاب مدیریت بازاریابی نگاه می کنید، طبیعتاً با کلمات کلیدی و مفاهیم مدیریت بازاریابی آشنا می شوید. به همین ترتیب، با نگاه کردن به کتابی که در مورد عزت نفس یا هوش هیجانی نوشته شده است، می توانید یک تصویر کلی – و البته مبهم – از فضای عزت نفس یا هوش هیجانی به دست آورید و متوجه شوید که هر یک از این موضوعات بر روی چه مفاهیمی تمرکز دارند. . بودن.

افزایش اعتماد به نفس برای مراجعه به کتاب های انگلیسی

خواندن کتاب های انگلیسی برای کسانی که انگلیسی آنها قوی نیست سخت و خسته کننده است. این واضح است و همه ما آن را می دانیم.

اما موضوع این است که علاوه بر سخت و طاقت فرسا بودن، برای برخی از ما «ترسناک» شده است. به گونه ای که حتی جرات نگاهی به داخل این کتاب ها را هم نداریم.

دیدن چند صد کلمه رایج در این کتاب ها می تواند نقطه شروع خوبی باشد.

اگر معنی کلمات را بدانید کمتر ترس خواهید داشت و اگر ندانید کمی وقت گذاشتن برای آشنایی با این لغات و آشنایی با آنها می تواند نقطه شروع خوبی برای ورود به دنیای آن کتاب باشد. .

دامنه کلمات انگلیسی را افزایش دهید

حتی اگر به خواندن کتاب های انگلیسی عادت داشته باشید، ممکن است هنوز با برخی از رایج ترین کلمات استفاده شده در یک کتاب آشنا نباشید.

بنابراین می توانید لیست کلمات را مرور کنید، دو یا سه یا پنج کلمه جدید و ناآشنا را پیدا کنید و معنای آنها را جستجو کنید و کمی در مورد آنها مطالعه کنید.

آشنایی با دغدغه ها و نگرش های نویسندگان

فرض کنید دو نویسنده در زمینه بازاریابی محتوا را با هم مقایسه می کنید و می بینید که در بالای لیست کلمات پرکاربرد یکی از کلمات Audience، Educate و Message قرار دارد.

نویسنده دیگری از این کلمات استفاده کرده است. اما چون تعداد استفاده ها کمتر است، در بالای لیست کلمات کلماتی مانند Like، Comment و Share را خواهید دید.

احتمالاً در این مرحله می توانید در مورد تفاوت نگرش بین دو نویسنده حدس بزنید.

یکی از ده کلمه پرکاربرد پورتر، Competition است. در حالی که این کلمه در 100 کلمه پرکاربرد میتسبرگ وجود ندارد.

به طور مشابه، کلمات Society و Organ در صدر فهرست پیتر دراکر قرار دارند. در حالی که به سختی می توان مذاکره را در نوشته های او یافت.

این نوع بررسی های کور می تواند گمراه کننده باشد. اما اگر به تازگی با یک نویسنده آشنا شده اید و بخش هایی از آثار او را خوانده اید، چنین فهرست هایی می توانند بذر ایده های جدیدی باشند و به شفاف تر شدن تصویر آن نویسنده در ذهن شما کمک کنند.

شبکه ارتباطی نویسنده و افرادی که بر او تأثیر می گذارند را شناسایی کنید

وقتی به نقد کتاب نگاه می‌کنید و می‌بینید که نام چند نفر بارها و بارها در ردیف کلمات تکراری تکرار می‌شود، می‌توانید نتیجه بگیرید که آن افراد می‌توانند سرنخ خوبی برای مطالعه بیشتر باشند.

نام‌های متداول افراد می‌تواند شبکه دوستی یک نویسنده را آشکار کند. یا می تواند نشان دهد که مقالات، کتاب ها و حرفه ها بیشتر از چه کسانی الهام گرفته اند و مورد استفاده قرار گرفته اند.

حتی اگر نویسنده ای بارها و بارها نام خود را به دلیل نقد شخص دیگری به زبان بیاورد، می توان نتیجه گرفت که برای درک بهتر انتقادات و حرفه ای بودن نویسنده، باید به آثار منتقد او نیز نگاه کنید.

در هر صورت تکرار نام های خاص فرصتی برای مطالعه بیشتر و مطالعه عمیق تر است.

سلسله مراتب اولویت های نویسنده را مشخص کنید

دانیل گلمن در کتاب هوش عاطفی خود تقریبا بیش از هر کلمه دیگری از کلمه کودک و کودک استفاده می کند. جالب اینجاست که اصطلاحاتی مانند همسر و همکار در کتاب او کاربرد بسیار کمتری دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که دغدغه گلمن در این کتاب چندان معطوف به محیط کار و روابط بین همسران نبوده است. همان طور که دیدیم ایشان بعداً این موضوعات را در قالب کتاب و مقالات دیگر بررسی کردند.

تحقیق یکی از بیست واژه پرکاربرد کاتلر است. حتی بیشتر از مدیریت و استراتژی. از همین نکته ساده می توان نتیجه گرفت که کاتلر ترجیح می دهد این دانش را بر اساس تحقیقات و مطالعات رسمی آکادمیک قرار دهد تا بازاریابی مبتنی بر قضاوت.

رابینز در کتاب رفتار سازمانی خود از واژه زنان بسیار بیشتر از مردان استفاده می کند. فاصله این دو کلمه به قدری زیاد است که نمی توان آن را به تصادف نسبت داد.

بنابراین می توان گفت یکی از دغدغه های رابینز در مدیریت رفتار سازمانی، وضعیت زنان و چالش های آنها در محیط کار است.

استفاده از “فهرست کلمات تکراری” بسیار بیشتر از آنچه در اینجا آمده است. در اینجا فقط چند مثال برای کمک به شما در کشف سایر کاربردها و فواید در طول زمان و خواندن کاتالوگ ها آورده شده است.

شما هنوز در این بحث شرکت نکرده اید.

برخی از دوستان تکمیلی که به این درس علاقه دارند:،،،،

ترتیبی که این ضمیمه به شما پیشنهاد می کند مطالب یک سری از کلمات پرکاربرد در کتاب ها را بخوانید:

چند پیشنهاد از مکمل:

مجموعه ای از کلمات پرکاربرد در کتاب ها