کتاب بازیکن تیم ایده آل (پاتریک لنسیونی). سه ویژگی ضروری برای کار تیمی


بازیکن تیم ایده آل

اگر به کار گروهی علاقه دارید و در مورد آن مطالعه کرده اید، احتمالا پاتریک لنسیونی را می شناسید. او چندین کتاب در مورد کار گروهی و موضوعات مرتبط با رفتار سازمانی نوشته است که معروف ترین آنها پنج دشمن کار گروهی نام دارد.

کتاب The Ideal Team Player – به قول خودش – را می توان ادامه کتاب پنج دشمن کار گروهی دانست.

تفاوت این دو کتاب را می توان به این دلیل توضیح داد که نکات مطرح شده در «پنج دشمن» فراتر از «فرهنگ تیمی» است و لنسیونی سعی می کند آنها را فراتر از سطح فردی ببیند. مثلا می گوید «اعتماد» یکی از مولفه های مهم در کار تیمی است. یا اینکه برای اعضای تیم مهم است که «از درگیری فرار نکنند» و مایل به رویارویی با آن باشند.

اما در کتاب، بازیکن تیم ایده آل به سراغ ویژگی های شخصیتی و ویژگی های مطلوب یک عضو تیم می رود. او در واقع می خواهد به سه سوال پاسخ دهد:

  • هنگام انتخاب یک عضو جدید برای تیم خود به چه ویژگی هایی باید توجه کنیم؟
  • هر یک از اعضای فعلی تیم باید روی بهبود کدام ویژگی ها و ویژگی ها کار کنند؟
  • کدام ویژگی های رفتاری و شخصیتی آنقدر مهم است که به دلیل ضعف آنها حتی حذف و اخراج یکی از اعضای تیم توجیه می شود؟

در ادامه این درس می خواهیم در مورد کتاب بازیکنان تیم ایده آل صحبت کنیم. ابتدا درباره ساختار کتاب صحبت می کنیم و سپس به سراغ محتوای آن می رویم. در پایان کمی به نقد این کتاب می پردازیم و به نقاط ضعف آن اشاره می کنیم.

کتاب بازیکن تیم ایده آل

کتاب سه قسمتی داستان، مدل و توصیه های کاربردی

درست مانند کتاب پنج دشمن کار گروهی، در اینجا نیز با یک داستان مدیریتی سروکار دارید. اگر نسخه فارسی را به صورت استاندارد در نظر بگیریم، حدود 175 صفحه از این کتاب 250 صفحه ای به داستانی که لنسیونی برای شما تعریف می کند اختصاص دارد.

پس از پایان داستان، او مدل خود را توصیف می کند و توضیح می دهد که چه سه ویژگی شخصیتی را برای کار گروهی ضروری می داند (حدود 20 صفحه). قسمت پایانی کتاب نیز به مجموعه ای از نکات کاربردی در مورد این ویژگی ها (حدود 50 صفحه) می پردازد. به عنوان مثال، نحوه ارزیابی ویژگی های ارائه شده توسط او در جلسات مصاحبه شغلی یا نحوه تبدیل این ویژگی ها به بخشی از فرهنگ سازمانی خود را توضیح می دهد.

داستان تلاش برای یافتن بازیکن تیم ایده آل

اگر بخواهیم در مورد داستان نویسی برای آموزش مدیریت و کسب و کار صحبت کنیم، به جرات می توان گفت که سه نویسنده بیش از دیگران شنیده و خوانده شده اند: اسپنسر جانسون با کتاب “چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟” الی گولدرت با کتاب هایی مانند «هدف» و «بدون شانس». و پاتریک لنچیونی که کتاب هایش بر اساس داستان ها نوشته شده اند.

اینکه آیا دوست دارید از داستان ها برای آموزش استفاده کنید یا نه، تا حد زیادی یک موضوع سلیقه ای است.

برخی معتقدند وقتی موضوعات در قالب داستان روایت می شوند، بهتر در ذهنشان باقی می مانند. اما برخی دیگر می گویند که مخاطب نباید برای یک کلمه ساده درگیر یک داستان طولانی شود. مثلاً اگر بخواهیم بگوییم صداقت خوب است، چه فایده ای دارد که یک داستان تخیلی صد صفحه ای را تعریف کنیم که در آن آدمی به خاطر دروغگویی به سرنوشت شومی دچار شده است؟

با این حال، آموزش از طریق داستان نویسی یک ژانر شناخته شده است که طیف گسترده ای از نویسندگان، از سعدی تا لنسیونی را در بر می گیرد.

خلاصه داستان در چند جمله

متأسفانه در مورد چنین کتاب هایی، درست مانند فیلم ها، نمی توان جزئیات داستان را فاش کرد (به تعبیر رایج باید مراقب بود که داستان خراب نشود). بنابراین در اینجا باید از پرداختن به جزئیات خودداری کنیم.

اما تا این حد می توان گفت که در کتاب «بازیکن تیم ایده آل» داستان مدیران یک شرکت پیمانکاری ساختمانی را می خوانیم که می خواهند اعضای جدیدی به تیم فعلی خود اضافه کنند و می خواهند بدانند که از چه ویژگی هایی استفاده کنند. معیارهای جستجو و استخدام یک همکار جدید

بخش قابل توجهی از داستان به گفتگوها و تعاملات سه مدیر ارشد شرکت می رسد که سعی در جستجو و کشف ویژگی های مورد نظر خود دارند.

اگر بخواهیم داستان بازیکن تیم ایده آل را با پنج دشمن کار تیمی مقایسه کنیم، اولین چیزی که به وضوح قابل مشاهده است، تراکم کمتر داستان است. یعنی گاهی دو سه صفحه می خوانی و می بینی حواشی نه تنها به پیام اصلی کتاب مربوط نمی شود، بلکه حتی از نظر فضاسازی هم به درد نمی خورد.

از سوی دیگر پیام ها و نتیجه گیری ها از دل داستان برنمی خیزد و اغلب بر داستان تحمیل می شد.

برای مقایسه این دو موقعیت، داستان چوپان دروغگو را در نظر بگیرید. روند داستان به گونه ای است که ما متقاعد می شویم که دروغ های قبلی چوپان باعث شده است که حرف های او کمتر قابل باور باشد و در پایان داستان به این نتیجه می رسیم که نباید دروغ گفت.

حالا فرض کنید داستانی می خوانید که در آن چوپان مشغول کارش است و از گوسفندانش می گوید و کمی به چشم انداز سبز چمن خیره می شود. بعد خواب آلود روی زمین دراز کشیده با خود می گوید: دروغ نگویم. چون چوپان دروغگو دوست داشتنی نیست.

بخش بزرگی از داستان سرایی لنسیونی در این کتاب از این دست است. این چند جمله را بخوانید:

ترجمه کتاب بازیکنان تیم ایده آل

آقای رضا رایان راد زحمت ترجمه کتاب «بازیکن تیم ایده آل» را به دوش کشیده و انتشارات آریانا قلم آن را راهی بازار نشر کرده است.

ترجمه روان است و می توانید کتاب را سریع و آسان بخوانید. کیفیت فیزیکی کتاب نیز مانند دیگر محصولات آریانا قلم خوب است.

اگر به هر دلیلی قصد یا زمانی برای مطالعه کل کتاب ندارید، پیشنهاد ما این است که مطالعه قسمت مدل (صفحه 179 تا 199) را در اولویت قرار دهید و سپس به قسمت برنامه (از صفحه 200 تا انتهای کتاب) بروید. کتاب) و در پایان داستان ابتدای کتاب را بخوانید.

البته اگر هدف شما – همانطور که در متن درس ذکر شد – استفاده از این کتاب به عنوان مبنایی برای بحث در مورد عملکرد تیم باشد، قسمت اول کتاب نیز نقش مهمی ایفا می کند. زیرا نکات و نکات آن می تواند نقطه شروع خوبی برای بحث باشد.

شما هنوز در این بحث مشارکت نکرده اید.

سفارشی که متمم برای مطالعه مطالب مجموعه مهارت های کار گروهی به شما پیشنهاد می کند:

چند مقاله پیشنهادی از مکمل:

مجموعه ای از مقالات در زمینه مهارت های کار گروهی