درباره آینده انسان صحبت کنید | پینکر، دو دکمه، ریدلی، گلدول


روانشناسی مثبت کاربر خاص خاص

آینده انسان

زمانی که ویل دورانت #لذت‌های فلسفه را نوشت، بخشی از کتاب خود را به این موارد اختصاص داد: آیا پیشرفت واقعی است؟

او این استدلال را در کتاب «درس‌هایی از تاریخ» تکرار کرد و توضیح داد که «تاریخ آن‌قدر متنوع است که تقریباً برای هر ادعا و نتیجه‌ای می‌توان مدارک و نمونه‌های قابل توجهی یافت».

به عبارت دیگر، او نمی توانست به طور مطلق درباره پیشرفت نوع بشر قضاوت کند.

البته این پرسش قرن ها قبل از ویل دورانت مطرح بوده و به نظر می رسد قرن ها پس از ما همچنان بر سر سفره اندیشمندان و متفکران خواهد بود.

بخشی از دشواری در تعریف کلمه پیشرفت نهفته است. ما انسانها تصور یکسانی از کلمه نداریم. اساساً معلوم نیست چه اتفاقی باید بیفتد تا بتوان گفت «انسان پیشرفت کرد» یا گفت «امروز از دیروز روشن‌تر است».

اما ابهام این سوال نمی تواند بهانه خوبی برای فرار از آن باشد. این که آیا وضعیت ما بهتر از گذشته است یا خیر، سوالی است که از ذهن ما خارج نخواهد شد. حتی اگر ندانیم “بهتر” چگونه تعریف می شود.

این بار می خواهیم کتابی را بررسی کنیم که به این موضوع می پردازد. عنوان کتاب نیز دقیقا همین نگرانی را بیان می کند: آیا انسان ها روزهای بهتری در پیش دارند؟

آینده انسان

این کتاب متن گفتگوی چهار نفر است: استیون پینکر، مت ریدلی، آلن دوباتون و مالکوم گلدول. مکالمه منتشر شده در سال 2016.

پینکر و ریدلی به آینده انسان خوشبین هستند. در مقابل، دوباتان و گلدول بدبین به نظر می رسند. اگرچه واضح است که این گونه گفتگوها به نتیجه قطعی نمی رسد، اما معمولاً خوراک کافی برای فکر کردن را فراهم می کند و این دستاورد به تنهایی می تواند توجیهی برای اندیشیدن به این سؤالات باشد.

حرفه استیون پینکر

دوستان من! و همه کسانی که حرف های مرا می شنوند! در این بحث می خواهم شما را متقاعد کنم که روزهای بهتری برای انسان ها در پیش است.

آره. من از کلمه متقاعد کردن استفاده کردم.

“کسانی که فکر می کنند حرکت بشری رو به جلو نیست به دیدگاه های ما می گویند.”ایمان به آیندهتوصیف می کنند [یعنی باور یا شهودی قلبی که بر پایهٔ استدلال نیست]. اما بحث من استدلالی است. فکر می کنم با منطق و استدلال می توان نشان داد که روزهای بهتری برای انسان در پیش است.

من در مورد تیتر روزنامه ها صحبت نمی کنم. روزنامه نگاران در مورد سقوط هواپیما می نویسند. از هواپیماهایی که در لحظه پرواز سقوط می کنند و خلاصه تا روزی که کوچکترین اتفاق بد دنیا رخ می دهد، برای اخبار و روزنامه های خود غذا پیدا می کنند. بنابراین افرادی که فقط با تیتر روزنامه ها قضاوت می کنند، مانند همه افرادی که در قرن های گذشته با تیتر روزنامه ها قضاوت می کنند، بیشتر بر این باورند که دنیا به زودی به پایان می رسد و نابود می شود.

اگر بخواهیم مسیر آینده جهان را بفهمیم و قضاوت کنیم بهتر است به سراغ حقایق و آمار برویم. به جای رویدادها، باید به روندها در طول زمان نگاه کنیم. خود را به یک یا چند کشور محدود نکنید (به عنوان مثال، کانادا، جایی که ما اکنون در آن صحبت می کنیم). ما باید تمام زمین را ببینیم و قضاوت کنیم.

ما باید به دنبال نیروهایی باشیم که جهان را به حرکت در می‌آورند.

من ده نشانه خوب می بینم که مرا متقاعد می کند که زندگی خوب پیش روی انسان خواهد بود.

اولین نشانه، خود است زندگی است. یک و نیم قرن پیش، میانگین امید به زندگی انسان ها تنها 30 سال بود [به علت مرگ زیاد کودکان و نوجوانان در سنین پایین]. امروزه میانگین امید به زندگی به 70 سال رسیده است.

علامت دوم، سطح سلامت است. در اینترنت بگردید و در مورد طاعون گاو یا آبله مطلع شوید. همه افعال گذشته هستند. آنها از چیزی صحبت می کنند که در گذشته بوده و امروز نیست. امروزه انسان همچنان با بیماری ها مبارزه می کند. مثلا مالاریا. اما قدم به قدم بر آنها تسلط بیشتری می یابد.

علامت سوم، اموال مردم است. دو قرن پیش، 85 درصد از جمعیت در فقر مطلق بودند. امروز 10 درصد مردم در فقر مطلق هستند. سازمان ملل می گوید که در سال 2030 می توان وضعیتی را تصور کرد که در آن فقر مطلق صفر است.

مردم در تمام قاره ها اکنون کمتر از دو قرن پیش کار می کنند. آنها لباس و غذای بهتری نسبت به دو قرن پیش دارند. حتی فقرای امروز بهتر از فقرای دو قرن پیش زندگی می کنند.

علامت چهارم، روند صلح است. جنگ های بزرگ بین ملت ها کمتر از قرون گذشته است. البته جنگ های داخلی و جنگ های پنهان وجود دارد. اما در مقایسه با قرن ها قبل، جنگ ها کاهش یافته است.

در طول جنگ جهانی دوم، از هر 100000 نفر در جهان 300 نفر در نتیجه جنگ جان خود را از دست دادند. در دهه 1950، این تعداد به 22 افزایش یافت. در دهه 1970 به 9 کاهش یافت. در دهه 80 به 5 کاهش یافت. در دهه 90 این شاخص به 1.5 رسیده بود و پس از سال 2000 به 0.2 کاهش و سپس کاهش یافت.

البته شرایط سوریه باعث شد که تعداد قربانیان جنگ در جهان افزایش یابد و به همان ارقام سال 2000 رسیدیم.

پنجمین علامتی که می بینم کاهش است میانگین آمار جرم و جنایت است. تخمین زده می شود که میزان قتل در 30 سال آینده به نصف کاهش یابد.

آزادی و دموکراسی همچنین نسبت به قرون گذشته در موقعیت بهتری قرار دارند. آمار نشان می دهد که 60 درصد از جمعیت جهان در جوامع باز زندگی می کنند. این بالاترین درصدی است که در کل تاریخ می شناسیم.

سواد عمومی نیز افزایش یافته است. تا سال 1820، تنها 17 درصد از جمعیت جهان دارای تحصیلات ابتدایی بودند. این رقم اکنون به 82 درصد رسیده و به سرعت در حال رشد است.

حقوق بشر در قرون اخیر نیز روند بهتری داشته است.

نهمین چیزی که میبینم وضعیت زنان است. زنان امروز نسبت به قرون گذشته در موقعیت بهتری قرار دارند. آنها بیش از هر زمان دیگری به آموزش دسترسی دارند. آنها حق دارند بعداً ازدواج کنند. آنها درآمد بهتری دارند و دسترسی بهتری به موقعیت های تاثیرگذار دارند.

دهمین چیزی که می بینم، IQ است. در طول دهه گذشته، میانگین ضریب هوشی در تمام کشورهای جهان 3 درصد افزایش یافته است.

چیزی که ممکن است این روند را به طور کامل مختل کند، جنگ جهانی و گرمایش جهانی است که به نظر من در هر دو مورد مثبت است. حداقل در ایالات متحده، درصد کسانی که گرمایش جهانی را به عنوان یک فرضیه نادرست می بینند اکنون کمتر از همیشه است.

در چارچوب جنگ جهانی سوم، تولید و نگهداری سلاح های هسته ای پس از جنگ جهانی دوم رو به کاهش بوده است. فراموش نکنید که بمب اتمی از زمان بمباران ناکازاکی توسط آمریکا در هیچ جای دنیا استفاده نشده است.

استیون پینکر

حرفه آلن دوبوا

در ادامه این بحث نوبت به آلن دوباتن رسید. او از منتقدان حرفه پینکر بود و استدلال می‌کرد که «پیشرفت» به قول پینکر بیش از حد ساده انگارانه است.

در ادامه کارنامه او را می خوانیم.

اگر بخواهیم خوشبین باشیم و مانند دو دوست خوشبین که روبرویمان نشسته اند فکر کنیم، به نظر می رسد که کار استیون و مت را می توان در چهار زمینه خلاصه کرد. ما در زمینه‌هایی که خوش‌بین‌ها به آن باور دارند، گام‌های بزرگی برخواهیم داشت.

بیایید این حوزه ها را مرور کنیم:

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه دوره

دسترسی کامل به مجموعه دروس روانشناسی مثبت گرا برای اعضای ویژه متمم فراهم شده است.

تعداد درس: 32

دانشجویان این دوره: 3355 نفر

تمرین های ضبط شده: 1653 مورد

با عضویت ویژه، علاوه بر امکان تحصیل در دوره های روانشناسی مثبت گرا، به دوره های بسیار بیشتری نیز دسترسی خواهید داشت که لیست آن ها را می توانید در اینجا مشاهده کنید:

لیست دروس تکمیلی

البته، از بین درس ها و موضوعات مطرح شده، فکر می کنیم بهتر است موضوعات زیر را در اولویت قرار دهیم:

شخصیت / حمایت اجتماعی / خودشناسی

تحلیل رفتار متقابل / عزت نفس | مربیگری

تسلط کلامی را پرورش دهید

استرس / چگونه شاد باشیم / مدیریت انگیزه

اگر با فضای مکمل آشنایی ندارید و دوست دارید در مورد مکمل بیشتر بدانید، می توانید نظرات دوستان مکمل را در مورد مکمل مطالعه کنید و ببینید آیا مکمل برای شما مناسب است یا خیر. اینها افرادی هستند که برای مدت طولانی از مکمل استفاده کرده اند و آن را به خوبی می دانند:

مطالب مرتبط با آلن دوباتون در ضمیمه:

شرح: کلماتی که در متن تاکید شده و با فونت درشت نوشته شده اند بر اساس سلیقه مکمل و با هدف انتقال سریعتر و دقیقتر مفهوم انتخاب شده اند. هیچ کلمه برجسته ای در متن اصلی وجود ندارد – زیرا متن یک مکالمه شفاهی است.

شما هنوز در این بحث شرکت نکرده اید.

برخی از دوستان تکمیلی که به این درس علاقه دارند:،،،،

سفارشی که مکمل برای مطالعه مجموعه روانشناسی مثبت پیشنهاد می کند:

چند پیشنهاد از مکمل:

سری مطالب روانشناسی مثبت